پسر تا آن موقع نمره کمتر از ۲۰ در دفترش نداشت.

همواره ۲۰ گرفتن و مدال و کارت آفرین جایزه بردن برایش مسجل شده بود.

تا اینکه در حل مسئله ای راه حل پسر متفاوت از راه حل معلم می شود و معلم نیز نیم نمره از پسر کسر می کند.

این بر پسر گران می آید و بر می آشوبد.اما زمان کلاس به اتمام می رسد و پسر خشم فرو خورده مسافت مدرسه تا دفتر کار پدر را بسرعت طی می کند.

تا قدم به آستانه دفتر پدر می گذارد ناراحتی اش را ابراز می کند و سیل اشک و کلمات نا مفهوم پدر را متوجه حساسیت پسر می کند. از پدر می خواهد زود آژان خبر کرده و معلم را زندانی و حسابش را برسد.

پدر گوشی را برداشته و بدون مخاطب با اداره پلیس سرگرم گفتگو می شود .خشم پسر کمی می خوابد.

راهی منزل می شود.

بعد از ظهر نمره ۲۰ ی که از درس دیگر می گیرد ناراحتی کودکانه اش را از ذهنش پاک می کند.