لذت پيروزي دوباره

محصول سالانه چهل -پنجاه پوط مغز بادام مي شد.كه در جعبه و گوني گذاشته و از طريق درياچه و با كشتي به مركز مبادلات آن زمان حمل مي كردند.
پس از فروش محصول و خريدهاي متفرقه و كمي آسودن به گردش در بازار پرداخته و چشم را با ديدن تازه ها نونوار مي كردند.
ظهر با عبور از مقابل چلوكبابي شاگردش را مي بينند كه بر روي چارپايه ايستاده و داد مي زند :آي مردم! بشتابيد چلوكباب تازه ميل كنيد كه اگر نخوريد فردا از همين برايتان كوفته خواهيم پخت و باز اگر ماند پس فردا آش خواهيم كرد!
با ديدن اين آگهي تجاري همان نان و پنير خودشان را شكرانه با ميل تناول نموده و هر چه زودتر به وطن مراجعت مي كنند!
اتفاقات طنز واقعی