اين واقعه مربوط به بيش از يكصد سال پيش است و ضرب المثل گرديده.

رعيت در تكاپوي جستن شغل و بدست آوردن توشه اي از اقصي نقاط بدينجا آمده و با نوكري در منزل اعيان هم خورد و خوراك مناسب داشتند و هم مواجب مي گرفتند.

آباداني و رونق تجارت بر تعداد مهاجرين مي افزود و خانواده ها نيز بتدريج ملحق شده و ساكن مي گرديدند.

اما در اين بين يكي ناراضي بود.تمام هم و غمش آن بود كه مدت قرارداد بسر آمده و به محل زندگي خود بازگردد.

وقتي ارباب از دليل آن پرسيد صادقانه گفت :آقا مي دانيد نان گندم شكم مرا سوراخ مي كند و ما عادت به غذاي خوب و جاي راحت نداريم.

به همان آب آلوده و نان جوين و خانه خراب انس گرفته ايم هر چه زودتر ما را راهي كنيد كه ثواب دارد!