ریاست عالیه

عمه خانم بزرگ خاندان بود و همه احترامش را مراعات می کردند. خانه ای بزرگ داشت و در فراق شوهر

 مرحومش با کلی خدم و حشم اربابی می کرد.

چند خدمتکار عهده دار کارهای منزلش بودند و خود از صبح تا شام مشغول امر و نهی.

دیگر آمرانه صحبت کردن عادتش شده بود و به نزدیکانش نیز فرمان می داد.چون مهمانش می شدند بقدری خواهشهای ریز و درشت صادر می کرد که میهمان از پا درمی آمد و فرصت نمی کرد لحظه ای نشسته و سر صحبت باز کند.

زن برادرش بندرت منزلشان می رفت.و روزی که بناچار لختی آنجا می آساید از لحظه ورود عمه خانم پی فرمایشات می فرستد.به فلان خدمتکار بگوید آب در غذا کم بریزد و بار دیگر شیرینی تازه پخته شان را بچشد و بر خمیر نان نظارت کند که نوکران خوب عمل آورند. سری به تنور بزند که دود نکند و تا زن برادر می خواست لحظه ای بنشیند و حال عمه خانم را جویا شود عمه خانم بلندش کرده و با قربان صدقه پی کاری می فرستاد و میهمان را تا شب به بیگاری می گرفت.

زن برادرنیز آن روز بقدری فرمایشات انجام می دهد که از پا می افتد و دیر وقت به منزل بر می گردد و از آنجا که هر دعوتی را باید پس داد فردایش عمه خانم صبح زود نوکرش را می فرستد که برای نهار یک پیاله کوچک دیزی کافیست لحظه ای مزاحم خواهیم شد.و البته یک پیاله دیزی جوابگوی ایل همراه نیست و باید تدارک دید. و چون حتی در منزل خود میزبان نیز عمه خانم فرمایش صادر می نمود و برادرش به حرمتش زبان فرو می بست زن برادر خود را به مریضی زده و در بستر دراز می کشد و نوکرشان را می فرستد که عذر خواسته و بخاطر ناخوشی آن روز را صرف نظر کنند.اما عصر عمه خانم براي عيادت سرزده مي آيد و البته بهمراه عروسها و نوه ها و نوكر و خدمتكارهايش كه سر به بيست نفر مي زد.

زن برادر با ديدن آنهمه جمعيت مرض واقعي عارضش مي شود و دستورات عمه خانم چنان آشفته بازاري پديد مي آورد كه هفته اي بستر را ترك نمي كند.

نبوغ

barijehgroup@yahoo.com

هیچ مطلبی را نمی توانست یاد بگیرد و هیچ درسی در ذهنش جای نمی گرفت.

کمترین نمره ها همیشه نصیبش بود.در مدرسه و بین شاگردها و معلم ها مثال کودنی بود و هیچ امیدی به آینده اش نبود.

دبیرستان را در نیمه رها می کند و وارد هنرستان می شود.

اتفاق روزگار از طرف کشور سوئیس بورس تحصیلی اختصاص می یابد که شرایطش تنها شامل این فرد می شود.

سالها بعد همکلاسیهای درسخوان حداکثر به رتبه کارمندی ارتقا می یابند اما این فرد مهندس قابلی شده و پله های ترقی را یکجا طی می کند.