نبوغ
هیچ مطلبی را نمی توانست یاد بگیرد و هیچ درسی در ذهنش جای نمی گرفت.
کمترین نمره ها همیشه نصیبش بود.در مدرسه و بین شاگردها و معلم ها مثال کودنی بود و هیچ امیدی به آینده اش نبود.
دبیرستان را در نیمه رها می کند و وارد هنرستان می شود.
اتفاق روزگار از طرف کشور سوئیس بورس تحصیلی اختصاص می یابد که شرایطش تنها شامل این فرد می شود.
سالها بعد همکلاسیهای درسخوان حداکثر به رتبه کارمندی ارتقا می یابند اما این فرد مهندس قابلی شده و پله های ترقی را یکجا طی می کند.
اتفاقات طنز واقعی