گردش در شانزه ليزه

سرمايه دار شهر بود.توليد كل محصول استراژيك شهر در دستش.
صدها هكتار زمين زير كشت و كارخانه اي بزرگ براي استحصال محصول. داشت.
اما مبتلا به بيماري نادري بود كه علاجش بدست طبيبان ينگه دنيا بود.
اندوخته ساليانش را به پزشكان آمريك مي دهد و پس از عمل جراحي دشوار و تعويض خون سلامت خود را بازيافته و خوشحال از تندرستي به انديشه تفرج در پاريس مي افتد.
اتفاق در متروي پاريس نتوانست تعادل خود را حفظ كند و بر كف واگن سقوط مي كند و زخم سر باز كرده و خون فوران مي كند و آنهمه زحمت و مداوا به يكباره بر باد مي رود.
پس از آن به ضرورت و با تقلاي بسيار مي توانست قدم از قدم بردارد!
اتفاقات طنز واقعی