برای تعویض قبر پدر استخوان های پدر را خارج کرده و در کیسه ای گذاشته بودند.

در این حین مقدمات سفر مشهد فراهم می شود.تصمیم می گیرند که پدر را نیز متبرک کنند.

کیسه بزرگ بود و حملش باعث زحمت.استخوانها را می کوبند و پودرش را در ظرفی می ریزند.

ظرفهایی همانند که در تعدادی نیز توشه راه بود.نظیر آرد و شکر.

در راه نوکرشان خدمت و غذا را آماده می کرد.

وقتی موقع زیارت پدر می شود سبکی ظرف متوجهشان می کند.درش را باز و خالی می بینند.

با بازخواست نوکر ساده دلشان معلوم می شود در این چند روزه پدر را تناول کرده اند!