مباشر زرنگ
هر سال اهالی جمع شده و برادر خان را به سمت مباشری زمین های خود در آبادی دیگر انتخاب و روانه اش میکردند.
برادر خان ابتدا به ژاندارمری مراجعه و با دادن حق و حساب و گفتن اینکه ممکن است اهالی برای شکایت مراجعه کنند زیاد جدی نگیرید دم مامورین را دیده و با هم اتفاق میکردند دمار از روزگار دهاقین برآورند.
سپس وارد ابادی شده و اهالی را تحت فشار میگذاشت و علاوه بر سهم معهود اضافات نیز اخذ و هر کدام مقاومت مینمود به چوب و فلک میبست.
اهالی نیز بی خبر از همه جا برای شکایت راهی پاسگاه شده اما آنجا نیز مواخذه شده و به زندان افکنده میشدند.
در بازگشت سهم صاحبان زمین را نیز کمتر میپرداخت و اضافات و سهم مباشری نصیب خودش میشد.
کسی را یارای اعتراض نبود.
اتفاقات طنز واقعی