وقتی اجل می رسد

محیط غسالخانه علیرغم تصویر تیره و تار در ذهن مردم عادی فضایی برای آزمون نیز هست.
صبح غسالان صبحانه خورده و مشغول کار می شوند و پس از انجام امور چند متوفی چون کارشان زودتر خاتمه می یابد یکی از غسالان پیشنهاد می کند که او را نیز غسل داده و کفن نمایند.
این امر به انجام رسیده و مرد را کنار دیگر سپید پوشان کفن کرده و می خوابانند و پی صرف ناهار می روند.
پس از چندی آمبولانس مشتری تازه آورده و راننده خود درگذشته را به آن محیط سوت و کور و خالی می آورد.
در این حین مرد غسال از جا بلند شده و می خواهد جنازه را تحویل بگیرد که راننده جوان با مشاهده زنده شدن مرده در جا جان به جان آفرین می سپارد و زحمت حمل جسدش را بر خانواده متحمل نمی شود!
اتفاقات طنز واقعی