برف زمين را پوشانده بود. كالسكه خان به آرامي در كوچه ها گردش كرده و جلوي حمام مي ايستد.

فورا در كالسكه باز و خان به سرعت از پله هاي حمام پايين رفته و بي اعتنا به حمامي كنار خزينه لباسها را درآورده و تن را به گرماي آب مي سپارد.

كالسكه چي تمام مدت منقل را روشن و درون كالسكه را گرم نگه مي دارد تا خان لباس پوشيده و سوار كالسكه شود.

سپس با كالسكه جلوي مغازه خواربار فروشي رفته و دكاندار را صدا زده و پس از كلي خريد چون موقع پرداخت مي شود با وعده ده تومان اضافه موكول به آينده كرده دكاندار را راضي برمي گرداند.

جلوي سنگكي يك سنگك گرم و تخم مرغي روغن مال سفارش داده و يك چك 20 توماني مي كشد و از نانوا هجده تومان نقد گرفته و نانوا را با چك بر جا مي گذلرد.

وقتي ظهر نانوا به بانك مراجعه مي كند با چك بي محل مواجه مي شود اما چه كسي ياراي اظهار به خان را دارد!