آزار پرندگان
فصل بهار و جفت گیری پرندگان است. لانه های تازه خودنمایی می کنند و هر یک چند جوجه را انتظار میکشند.
یکی از بچه های شیطان تخم شاهینی را به چنگ آورده و در لانه کلاغ میگذارد.پس از بدنیا آمدن جوجه ها جوجه غریبه محل تعجب کلاغها میشود.
همه گروه بر درختی جمع شده و شور میکنند.یکباره بلند شده و بر کلاغ مادر نگون بخت هجوم آورده و تکه تکه اش می کنند.
اهالی شاهد ماجرا بودند.پس از چندی عامل ماجرا دار فانی را وداع میگوید و حکایتش یادگار می ماند.
اما باعث عبرت نمی شود.چه پسری دیگرنیز به لانه ها سرک کیده و تخم ها را می رباید و چون پرنده ها به لانه باز می گردند با لانه دست خورده مواجه میشوند.
تا اینکه پسر بچه از بلندی افتاده و پایش چنان میشکند که تا آخر عمر بزحمت و با عصا میتوانست راه برود.
همان پایی که به بالای درختش می کشاند همان وبال گردنش بود.
اتفاقات طنز واقعی