نظمیه چی بود. بر خلاف آژان های خشک و عبوس و خشن با لبخند مجرمان را ادب می کرد.

بجای چهره عبوس خنده رو و خوش برخورد بود.

با تمام مردم و مراجعین به گرمی و صمیمیت خوش و بش می کرد و این رمز موفقیتش بود.

با این اخلاق پله های ترقی را بسرعت پیموده و به ریاست نظمیه ارتقا یافته بود.

دستگیری از مجرمین و خانواده شان نیز محسناتش را تکمیل می نمود.

اما گاه میوه درخت تلخ می شود.

ساخت و ساز منزل جدیدش را بعهده گروهی از مجرمین از بند رسته می گذارد.آنها نیز سنگ تمام گذاشته و چنان عمارتی بنا می کنند که به سالی فرو می نشیند!