متهم از صحنه گریخت

نگهداری والدین مسن زحمتها دارد و مراقبت از آنان و احترامشان را مراعات نمودن و همزمان کنترل سلامتشان افکار مغشوش بذهن می آورد.
پدر و مادر مریض احوال و تحت نظر پزشک روزی هوس کرده و با راضی نمودن فرزند به تنهایی عازم گردش می شوند.
ساعتها می گذرد و از وقت موعود گذشته خبری می شود.فرزند هر چه تماس می گیرد جواب نمی دهند و هوا نیز رو به تاریکی می رود.
کفش و کلاه کرده و مسیری را که به منزل منتهی می شد را گز کرده و تمامی ماشینها را یک به یک از نظر گذرانده ولی اثری از والدینش نمی یابد.
ناچار با پلیس تماس می گیرد و با اطلاع از عدم وجود تصادف در مسیر درخواست ردیابی ماشین را می کند.
از آن سو والدین با نهایت آسودگی بدیدار اقوام رفته و تا دیر وقت به گفتگو می نشینند و بی خیال نگرانی فرزند در مسیر بازگشت پلیس دستور توقف می دهد.
مرد که میبیند خلافی نکرده دستور پلیس را اشتباه می انگارد و گاز داده و از صحنه می گریزد.
وقتی پلیس گزارش فرار را کیلومترها آنسوتر در نقطه مقابل شهر می دهد اضافه می کندکه این چه مریض احوال استکه پلیس به گرد پایش نمی رسد!
اتفاقات طنز واقعی