منزلی وسیع شامل بیرونی و اندرونی اطاقهای هشت دری و تو در تو فرشهای ابریشمی دیوارها را مزین نموده و تمام وسایل در نهایت درجه اعلا تهیه گردیده.

از اندرونی راه به کاخ کوچکی است .در و دیوار همه مطلاکه کاخ خاقان در مقابلش بس حقیر می نماید.

دسته دسته کلفت و نوکر خدم و حشم منزل را آماده می کنند.

مراجعان جلوی در به انتظار تا مورد لطف واقع شده و اجازه ورود کسب کنند.پس از چند ساعت معطلی توسط دربان به اطاقی راهنمایی و همان جلوی تا کمر خم شده و پس از کسب اجازه جلوی در دو زانو می نشینند و سر به زیر منتظر می مانند تا کی حضرت آقا محبت نموده و نظر لطف اندازد.

تا اینکه پس از انتظاری طولانی آقا نیم نگاهی کرده و توسط پیشکارش از نیازشان مطلع گردیده و مبلغ را مرحمت می نماید و شروط نزول و بهره کلان و وثیقه را فی المجلس اخذ نموده و برای اینکه مراجع نمک گیر شود به سر سفره ناهار فرا خوانده می شود.

بر سر میز تمامی ظروف از طلا و قاشق و چنگال طلایی دستمالها طلا دوزی شده چند رقم خورشت و چلو پلو و انواع دسر با سلیقه چیده شده و بالای میز جلوی آقا یک فنجان طلایی و یک بطری گذاشته می شود.

مهمانان مشغول صرف نهار شاهانه می شوند و زیر چشمی اقا را می پایند که از بطری در فنجان شیر ریخته و بآرامی دو فنجان می نوشد و از آن سفره رنگین بهره ای نمی برد.

آن روز فرماندار جدید نیز به مهمانی فرا خوانده شده بود و کنار آقا نشسته بود.با نهایت کنجکاوی آقا را می نگرد.

فرماندار به آنهمه ثروت و ظروف طلا می نگرد و خاقانی که در فنجان طلایی شیر می نوشد و شهری که منتظر مرحمت اوست.

که اقا می گوید غیر از شیر الاغ هیچ غذایی نمی تواند بخورد و صبح و ظهر و شام دو فنجان شیر الاغ برایش می آورند و هر غذای دیگری برایش حکم سم مهلک را دارد.