وفاداری رعیت

اولین مواجهه اربابان روستا با سماور در سفر زیارتی مشهد رخ میدهد.
سماورهای ذغالی که از روسیه تزاری می آوردند و با برجستگیهای بدنه و شیر و نشانهای حک شده صورتی مسحور کننده داشت.
یکی را نیز اربابان با خود سوغاتی آورده و در سالن بار عام در معرض دید میگذارند.
روز دیدار اهالی سماور را آتش کرده چون اهالی جمع میشوند خیره محو دستگاهی که از خود بخار بیرون میداد میشوند.
اربابان از نا اهلی و کج مداری روزگار داد سخن میدهند و اینکه با این وسیله میزان ارباب دوستی رعیت سنجیده میشود و یکایک بایستی زبانشان را به بدنه دستگاه بچسبانند اگر چسبید دلیل خیانت است ولی اگر نچسبید دلیل ارباب دوستی.
با سوزاندن زبانهای اهالی تا مدتی زهر چشم میگیرند و رعایا که توسط دستگاه تنبیه شده بودند از تک و تا می افتند و بر این دستگاه که از سر درون خبر میداد به حیرت مینگریستند.
اتفاقات طنز واقعی