حلالیت
پروردگار بندگان محبوب خود را در میان مردم پنهان کرده است .هیچ فردی را حقیر مشمارید شاید همان فرد بنده محبوب خدا باشد.
پس از عمری توفیق زیارت خانه کعبه نصیبشان شده بود. با اقوام دیده بوسی کردهو حلالیت طلبیده و راهی سفر حج می شوند.
اعمال را با خلوص نیت و درستی ادا می کنند اما در مرحله آخر شبی در خواب الهام می شود که حجش مقبول نیست تا از فلان بنده اش حلالیت بطلبد!
مرد سراسیمه از خواب می پرد. به کنکاش در خاطراتش می پردازد که چه بی حرمتی به بنده پروردگار روا داشته . جز آنکه زیر دستش بوده و گاهی به مقتضای حال در اداره به او تشری زده و تندی کرده و اکنون قبولی حجش در گرو رضایت این بنده گمنام قرار گرفته.
بزحمت با منزل تماس گرفته و کسانش را بدنبال آن فرد می فرستد و شماره تلفنش را بدست آورده و با زاری و التماس از راه دور حلالیت می طلبد.
شب بعد همسرش به خواب بشارت قبولی حجشان را می شنود و مرد شگفت زده از حکمت پروردگار چون به میهن باز می گردد کارمند زیر دستش را دیگر نمی آزارد!
اتفاقات طنز واقعی