عروسی
بهار وتابستان فصل کشت و کار است و همگی مشغول زراعت.چون محصول جمع آوری می شود و دست رنج حاصل می آید تدارک جشن می بینند و پشت سر هم زیارت مشهد الرضا و یا مجلس عروسی فرزندان.
مراسم عروسی مانند هر جایی اینجا نیز شکوه خاصی دارد.در این وادی نیز تمامی اهالی دعوتند و خرد و کلان تمام تعارفات را کنار گذاشته و با مشارکت هم مجلسی می آرایند. سوری داده می شود و نسلی تداوم می یابد. هال بزرگ منزلی را مرتب کرده و مجلس آماده می شود.ده - دوازده گوسفند ذبح کرده و آشپزی مشغول تدارک ولیمه می شود.موسیقی عاشقی نواخته می شود و البته بزرگان دسته های نمایش نیز دعوت می کنند .بطوریکه در دهه بیست شعبده بازی را از تهران به مجلس عروسی آورده اند.
آب گوشت جداگانه جداگانه لپه جداگانه و گوشت جداگانه طبخ می شود . بهنگام پذیرایی سفره ای پهن می کنند. سر تا سر نان می گذارند و کوزه های آب و کاسه های نمک . موقع صرف غذا برای هر نفر کاسه ای غذا می آورند.در هر کاسه آشپز ابتدا ملاقه ای آب گوشت می ریزد بعد مقداری لپه از ظرف دیگر وتکه ای گوشت. همگی به این ترتیب مهمان می شوند و پس از صرف غذا دلاک آبادی و در این موارد همه کاره حوله ای به کمر بسته و دسته ای چوب جاروی تمیز بجای خلال دندان به سمت دیگر وآفتابه لگنی در دست وارد می شود و ابتدا خلال دندان تعارف می کند و سپس آب ریخته دستشان را می شویند ودر نهایت با حوله دستشان را خشک می کنند و بهمین ترتیب تمام مجلس را خدمت می کند.
اتفاقات طنز واقعی