امیر معزول

میز خاصیتی دارد که هر که پشت آن بنشیند ارباب می شود و با امر و نهی به مردم اقتدار خود را ثابت می کند.
امیر ارتش رضا خانی بود. با ابهت و نظم. خوش داشت افراد زیر فرمانش همگی مرتب باشند و آراسته.
صبح که وارد ستاد می شد دژبان احترام می گذاشت و در ماشین را می گشود و امیر با تبختر و کبکبه منت بر زمین می گذاشت و با چکمه های براق زمین را مزین می نمود.
در سالن تمامی زیر دستان به صف ایستاده دست بالا برده و با صدای غرا شادباش و تهنیت می گفتند و امیر چون بر کرسی ریاست جلوس می کرد دژبان پا بر زمین کوفته چایی قند پهلویی آورده و چکمه های امیر را از پایش درآورده و منتظر دستور خبر دار می ایستاد.
عص امیر زیر دستان را فرمان می داد خود را آراسته و بهمراه عیال مربوطه خیابانهای شهر را با جلوه خود بیارایند و سالها این برنامه بدقت انجام می شد تا اینکه مدت خدمت امیر سر آمده و حکم بازنشستگی دریافت می دارد.
فردایش که برای رتق و فتق امور اداریش به ستاد مراجعه می کند دزبان نه تنها احترام نمی گذارد حتی به ستاد نیز راهش نمی دهند.
آن روز امیر بازنشسته چه عذابی می کشد از اینکه جلوی کارمند ستاد تعظیم نماید و امضای حکمش را بگیرد

اتفاقات طنز واقعی