گربه روی شیروانی داغ

اوزان مورد استفاده درم بود و هفته و باتمان.یک درم گوشت مصرف یک وعده خانواده بود و یک هفته آرد مصرف هفتگی.
هر روز کاسه ای برداشته و از قصابی یک درم گوشت گرفته و ظهر آبگوشت عالی بار گذاشته و با لذت نوش جان می کردند و البته این غذای طبقه متوسط به بالا بود و طبقات پایین و فرودست بزحمت نانی بدست می اوردند.طوریکه به سال قحطی دستمزد کارگر چند قرص نان بود و یا کاسه ای آرد.
قرارشان با قصابی بر اساس چوب خط بود که هر روز بر دفتری علامت مخصوص می گذاشتند و به فصل درو محاسبه و از محصول می پرداختند.
رقابت بین دو قصابی در جلب همان تعداد اندک مشتری نیز قابل توجه بود.
قصابی برای جلب مشتری بیشتر قیمت گوشت را ارزان می کند اما آخر کار موقع حساب دادن حساب مشتریان بیشتر از قبل می شود. هر چند کنکاش می کنند و در دفتر می نگرند متوجه دغل کاری او نمی شوند.
جوانی رند متوجه دستکاری در دفتر حساب و کتاب می شود با قصاب قرار می گذارد به این شرط مشتریش می شود که در دفتری مخصوص علامت بگذارد و آنرا نزد خود نگاه دارد و از دسترس قصاب خارج باشد. قصاب برای پرهیز از رسوایی می پذیرد.
اتفاقات طنز واقعی