تبليغاتX
طنز در طنز - سرقت در 60 ثانیه
خاطرات شخصی طنز و واقعی

 

 

بانک مورد حمله سارق مسلح واقع می شود.

چند تیر هوایی شلیک و با تهدید گاو صندوق را خالی کرده و در مدتی کوتاه از بانک خارج می شود.

کارمندان و مشتریان از ترس قادر به هیچ عکس العملی نمی شوند. تا سارق با ساک پول از بانک خارج می شود مامور شهرداری  که در آن حوالی مشغول کار بود به رویش پریده و بر زمینش میزند و تحویلدار زود پریده و ساک پول را برمی دارد و در را پشت سرش قفل می کند.

اما سارق بلند  می شود و با شلیک چند گلوله مردم را متفرق می کند و چون در بانک  را بسته می یابد فرار می کند.

عمل تحویلدار را بصورت گزارشی شجاعانه مخابره و از مرکز برایش بیست تومان جایزه تعیین می شود.

 یکی از همکاران زبل که دل خوشی از خود نمایی همکارش نداشت در خبر جایزه دستکاری کرده و یک صفر به مبلغ اضافه می کند و همکاران به تصور مبلغ هنگفت تقاضای سور می کنند.

رستوران مجللی در نظر گرفته و همگی مهمان می شوند. صورت حساب نوزده تومان می شود .همکار زبل به یک تومان باقی نیز رحم نکرده و تقاضای بستنی می کند.تحویلدار شجاع نیز به پشتوانه جایزه موهوم خم به ابرو نیاورده و از جیب مبارک همه را می پردازد.

تا اینکه جایزه به حسابش واریز می شود و نقشه زیرکانه همکارش آشکار می شود.

آن شجاعت کاذب نه تنها حاصلی نمی آورد بلکه تحمیلی بر مخارج دیگر نیز می شود.

+ نوشته شده در  Sun 29 Mar 2009ساعت 8:40 AM  توسط ابراهیم هاشمی  |